در مراحل عمليات كربلاى پنج، در منطقه مقرى بود كه بايد ميدان مين آن پاكسازى مىشد تا جادهاى زده شود و راه براى پشتيبانى هموار گردد. براى همين مأموريت، با برادران «حسن نورانى» و «على جوادزاده» ساعت دوازده ظهر به طرف مقر حركت كرديم. مينها نامنظم بود. از طرفى آتش دشمن هم سنگين. كار حساس و سختى در پيش داشتيم. مشغول خنثى كردن مين بوديم كه ناگهان صداى انفجار، به گوش رسيد. سريع خودمان را رسانديم، ديديم برادر جوادزاده روى زمين افتاده و دستش هم قطع شده، با چفيه بازوى او را بستيم و با برانكارد به نزديك آمبولانس رسانديم ولى بعد از لحظهاى در حالى كه ذكر مىگفت، به لقاء الله پيوست...
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
الله و
آدرس
khonekhoda.LXB.ir لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.